خواب های من
خوش آمدید! اهلا" و سهلا" و مرحبا"WELLCOME WILLKAMEN
فهرست ادبیات ادبی ادب litterature index
مقالات مقاله ها article, essay, discourse
باید بدم یک نفر از خوابهام نقاشی بکشه، بس که درهم و برهم و پیچیده و جالب شدند! و بس که کمحافظه شدم و یادم میره که چی دیدم و چی شد. همون موقع عالیاند. شاهکارند. پر از رنگ و نورند. اما بعدترش میرند، رنگشون میپره. خوابند دیگه، واقعی که نیستند. امید دارم که رؤیای صادقه باشند ولی به هر حال وقتی بیدار میشم بازم همون دنیای دیروزه. یعنی عین دیروز که نیست، فرق داره، بهتره، نو به نو میشه گاهی. اما هرچقدر هم که من خوب باشم و حالم خوب بمونه، واقعیتِ نبودنِ شیرین، نداشتن ِ شیرین، دوباره عین پتک مییاد جلوم میرقصه!
خب منم که اهل تسلیم شدن نیستم. شده حتی با خیال خودم خوشم. و تازه خیال چیزی که به سرم میافته کلی انرژی و انگیزه تولید می کنه واسه حرکت به جلو...
خلاصه «گرش به خواب ببینم که در کنار منست»، «سحر از بسترُم بوی گل آیو»!
به هر حال دوست دارم تصویری از خوابهام، تابلویی، عکسی، نگارهای داشته باشم. خوابهام رو بدم دست سالوادور دالی که نقاشی کنه، چطوره؟ راستِ کارش سورئال و فضاهای عجیب و غریب کشیدنه. توی فیلمهای هیچکاک هم کلی تجربه خلق صحنههای خواب دیدن داره...

اما نه. بعید میدونم دالی بلد باشه مثلاً مفهوم بیتی از حافظ رو نقاشی کنه. تخیلش به اونجاها قد نمیده.
اما نه. اینها نمیتونند حیای پسرک شرقی رو تصویر کنند. نمیتونند زیبایی وحشی و خیرهکننده شیرین رو همون طور که من میبینم، ببینند. چطوره که از سبک مینیاتورهای ایرانی کمک بگیرم؟ بدم به سبک نگارگری مکتب صفوی چیزهایی بکشند...

یا که معاصرتر عمل کنم و از فرشچیان بخوام برام طرح پر نقش و نگاری بزنه...
میشه از سبک حسین بهزاد هم الهام گرفت و شیرین رو پشت پرده و در تاریکی فرض کرد...
تصویر از گالری مینیاتورهای حسین بهزاد
ولی انگاری هیچکدوم نچسبید بهم. هرکدومشون هم که با این همه پشتوانه هنری خواب من رو بکشند، باز هم خواب من نیست. نهایتش میشه خواب من از چشم اونا. من میخوام خوابم رو از دریچه چشم خودم بذارم جلوم. صُب به صُب نیگاش کنم. گاهی وسط روز. گاهی قبل از خواب. من میخوام خواب خودم رو خودم خلق کنم، خودم بکِشم. من میخوام خوابم رو از دنیای خیال، خودم بیارم توی دنیای واقعی. باید دست به کار شم...
beautiful fine art - basic find all