< صفحه قبلی

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself : پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself :

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself : پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself :

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful ,

داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی از انتشارات قائن

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself : پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself :

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself : " Why , even the sunrays are happy to shine on our new house . That means there,s no better place in all the world . Which means we,ll settle here for good . " There was no one to tell Ant that he had to hurry if he wanted to save his family , because the beavers had built a new dam , and now the stream would turn around the hill and the water would soon come rushing into the meadow where they were . That was why his friends had moved to a new anthill in such a hurry and had not even waited till he and his family had returned the day before . But Ant knew nothing of this . He was very happy as he bustled about his new house . He hung a cobweb curtain on the door . The dewdrops glittered on it like diamonds . He made everyone beds of soft moss . They would be warm in winter , too . Then he looked around and saw that everything was just right , and so he decided to have a housewarming party . He put put up a notice :

صفحه بعدی >

طرح روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ترجمه سیده خدیجه افضلی و نقاشیهای بینهایت زیبای گنادی پاولیشین    Brave Antم‍ورچ‍ه‌ ش‍ج‍اع‌ . ن‍وش‍ت‍ه‌ ت‍ات‍ی‍ان‍ا م‍اک‍ارووا؛ م‍ت‍رج‍م‌ ت‍ران‍ه‌ م‍ش‍رف‍ی‌ . س‍ازم‍ان‌ ن‍ش‍ر ان‍دی‍ش‍ه‌ و ف‍ره‍ن‍گ، سيمين‏دخت‌ : بی نا ، 1977= (1356) . داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی از انتشارات قائن
طرح روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ترجمه سیده خدیجه افضلی و نقاشیهای بینهایت زیبای گنادی پاولیشین پشت جلد کتاب مورچه شجاع و صحنه جشن و سرور حشره ها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه پشت و روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ماکارووا نقاشی تصویرسازی تصویرگری از گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی انتشارات قائن فهرست نقاشی های گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  دو تا از فرزندان مورچه شجاع بار غذا را به خانه میبرند و سنجاقک بالای سرشان پرواز میکند  داستان از تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین
قصر کاخ قله مورچگان در کتاب قصه مورچه شجاع بچه مورچه ها گلها و بته ها نقاشی جنادی پاولشن بچگان مورچه شجاع در حال استراحت و تفریح پس از کار روزانه یا در یک روز تعطیل گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه خانواده خوشبخت مورچه شجاع دور هم جمع شده اند و خوشحال هستند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیهبچه های مورچه شجاع به دنبال پدر خود می دوند و آذوقه و الوار به خانه میبرند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه شجاع نگران خانه و زندگی خانواده و فرزندانش هست گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

زن و بچه مورچه شجاع نگران آینده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته های گل ایستاده اند اثر گنادی پاولشن روسیه ای

شیطنت پشه ناقلا و ندادن نامه مورچگان به مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

دعوت حشرات و بیمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطی خالی کنسرو  نقاشی جنادی پاولیشین

جشن با شکوه حشرگان در منزل قوطی کنسروی مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند نقاش گنادی پاولیشین روسیمرچه شجاع در کنار بندر حشرات برای دریافت آذوقه بارگیری میکند نقاشی گنادی پاولیشین ماهی ها ماهیان در آخر داستان مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیهماهی ها ماهیان در آخر داستان مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

ملوان ناوخدا ناخدا مورچه شجاع روی عرشه قایق قوطی کنسرو شیپور میزند و بچه هایش شنا یاد میگیرند و خورشید خانوم آنها را نگاه میکند  پایان داستان نقاش گنادی پاولیشین

مورچه شجاع نگران خانه و زندگی خانواده و فرزندانش هست گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه زن و بچه مورچه شجاع نگران آینده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته های گل ایستاده اند اثر گنادی پاولشن روسیه ای

فهرست نقاشی های گنادی پاولیشین gennady pavlishin paintingنقاش روس روسی روسیه

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند پرنده پرندگان مرغ مرغی مرغها مرغان تنه درخت کنده چوب چوبی قارچ گنجشک بلبل چکاوک قناری عصفور عندلیب میوه برگ بافتن میل میله بافتنی لباس رخت جامه لباسی ملبس پوشیده خانم آقا کلاغ کلاغه خبر کلاغی زاغ زاغی روزنامه کاغذ اخبار جنگل جغد ها جغدها جغدی  گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه با خودش گفت : حتی خورشید هم از تابیدن به خانه جدید ما خوشحال است و این یعنی اینکه جایی بهتر از اینجا در دنیا وجود نداره و این به این معناست که ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند . هیچکس نبود که به مورچه بگه اگر می خواهد خانواده اش رو حفظ کنه ، داره عجله می کنه . چون یک سد جدید ساخته شده بود و آب رودخونه تمام اطراف تپه رو گرفته بود و بزودی آب چمنزاری که اونها در اون بودند رو می پوشاند و به این دلیل بود که روز قبل دوستان مورچه با عجله به یک تپه جدید نقل مکان کرده بودند و حتی صبر نکرده بودند که مورچه و خانواده اش برگردند . ولی مورچه از این مسئله اصلا خبر نداشت . او خیلی خوشحال بود چون برای خانه جدیدش سعی و کوشش زیادی می کرد . او یک پرده از تار عنکبوت به در آویخته بود . تابش خورشید با نسیم صبحگاهی ، مثل الماس بود . او برای هر یک از افراد خانواده با خزه یک رختخواب درست کرده بود تا در زمستان هم گرم باشند . بعد به اطراف نگاه کرد و دید که همه چیز روبراه است . بنابراین تصمیم گرفت که جشنی بمناسبت ورود به خانه جدید ترتیب دهد و یک اعلامیه درست کرد :( Forest News ) Ant said to himself :