< صفحه قبل

Ant and his family worked hard in the woods all day . They didn,t return until sunset . Ant was dragging a bundle of six pine needles and his wife was carrying a bundle of three . Ant,s sons had found two chips near the stream and his daughters had some dandelion fluff .The youngest son was dragging the stem of a leaf and the smallest daughter had found some pollen . They were all hurrying down the long green path through the woods . When they finally reached home they saw that their anthill was gone . مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند پروانه الوار برگ سوزنی کاج دویدن عجله دوندگی تلاش کلاه پرواز مور سرخ قرمز گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  مورچه و خانواده اش هر روز سخت در جنگل کار می کردند و تا غروب آفتاب بر نمی گشتند . مورچه یک دسته شش تایی از تیرهای چوبی را به زور می کشید و همسرش یک دسته شاخه درخت رو حمل می کرد . پسر مورچه دو ورقه چوبی رو نزدیک رودخونه پیدا کرده بود و دختر مورچه تعدادی قاصدک با موهای نرم پیدا کرده بود . کوچکترین دختر تعدادی دانه گرده پیدا کرده بود . آنها با عجله طول مسیر سبز جنگل رو بطرف پایین طی می کردند تا اینکه به محل زندگیشان رسیدند . ولی دیدند که تپه محل زندگی و خونه شون نیست و ناپدید شده . دمبرگ دم برگ سوزنی کاج کاجی براده چوب ورقه چوبی تخته پروانه شاپرک شاهپرک شپره شبپره شب پره عجله عجول تعجیل Ant and his family worked hard in the woods all day . They didn,t return until sunset . Ant was dragging a bundle of six pine needles and his wife was carrying a bundle of three . Ant,s sons had found two chips near the stream and his daughters had some dandelion fluff .The youngest son was dragging the stem of a leaf and the smallest daughter had found some pollen . They were all hurrying down the long green path through the woods . When they finally reached home they saw that their anthill was gone . مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند پروانه الوار برگ سوزنی کاج دویدن عجله دوندگی تلاش کلاه پرواز مور سرخ قرمز گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  مورچه و خانواده اش هر روز سخت در جنگل کار می کردند و تا غروب آفتاب بر نمی گشتند . مورچه یک دسته شش تایی از تیرهای چوبی را به زور می کشید و همسرش یک دسته شاخه درخت رو حمل می کرد . پسر مورچه دو ورقه چوبی رو نزدیک رودخونه پیدا کرده بود و دختر مورچه تعدادی قاصدک با موهای نرم پیدا کرده بود . کوچکترین دختر تعدادی دانه گرده پیدا کرده بود . آنها با عجله طول مسیر سبز جنگل رو بطرف پایین طی می کردند تا اینکه به محل زندگیشان رسیدند . ولی دیدند که تپه محل زندگی و خونه شون نیست و ناپدید شده . دمبرگ دم برگ سوزنی کاج کاجی براده چوب ورقه چوبی تخته پروانه شاپرک شاهپرک شپره شبپره شب پره عجله عجول تعجیل Ant and his family worked hard in the woods all day . They didn,t return until sunset . Ant was dragging a bundle of six pine needles and his wife was carrying a bundle of three . Ant,s sons had found two chips near the stream and his daughters had some dandelion fluff .The youngest son was dragging the stem of a leaf and the smallest daughter had found some pollen . They were all hurrying down the long green path through the woods . When they finally reached home they saw that their anthill was gone . مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند پروانه الوار برگ سوزنی کاج دویدن عجله دوندگی تلاش کلاه پرواز مور سرخ قرمز گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  مورچه و خانواده اش هر روز سخت در جنگل کار می کردند و تا غروب آفتاب بر نمی گشتند . مورچه یک دسته شش تایی از تیرهای چوبی را به زور می کشید و همسرش یک دسته شاخه درخت رو حمل می کرد . پسر مورچه دو ورقه چوبی رو نزدیک رودخونه پیدا کرده بود و دختر مورچه تعدادی قاصدک با موهای نرم پیدا کرده بود . کوچکترین دختر تعدادی دانه گرده پیدا کرده بود . آنها با عجله طول مسیر سبز جنگل رو بطرف پایین طی می کردند تا اینکه به محل زندگیشان رسیدند . ولی دیدند که تپه محل زندگی و خونه شون نیست و ناپدید شده . دمبرگ دم برگ سوزنی کاج کاجی براده چوب ورقه چوبی تخته پروانه شاپرک شاهپرک شپره شبپره شب پره عجله عجول تعجیل

داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی از انتشارات قائن

Ant and his family worked hard in the woods all day . They didn,t return until sunset . Ant was dragging a bundle of six pine needles and his wife was carrying a bundle of three . Ant,s sons had found two chips near the stream and his daughters had some dandelion fluff .The youngest son was dragging the stem of a leaf and the smallest daughter had found some pollen . They were all hurrying down the long green path through the woods . When they finally reached home they saw that their anthill was gone . مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند پروانه الوار برگ سوزنی کاج دویدن عجله دوندگی تلاش کلاه پرواز مور سرخ قرمز گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  مورچه و خانواده اش هر روز سخت در جنگل کار می کردند و تا غروب آفتاب بر نمی گشتند . مورچه یک دسته شش تایی از تیرهای چوبی را به زور می کشید و همسرش یک دسته شاخه درخت رو حمل می کرد . پسر مورچه دو ورقه چوبی رو نزدیک رودخونه پیدا کرده بود و دختر مورچه تعدادی قاصدک با موهای نرم پیدا کرده بود . کوچکترین دختر تعدادی دانه گرده پیدا کرده بود . آنها با عجله طول مسیر سبز جنگل رو بطرف پایین طی می کردند تا اینکه به محل زندگیشان رسیدند . ولی دیدند که تپه محل زندگی و خونه شون نیست و ناپدید شده . دمبرگ دم برگ سوزنی کاج کاجی براده چوب ورقه چوبی تخته پروانه شاپرک شاهپرک شپره شبپره شب پره عجله عجول تعجیل Ant and his family worked hard in the woods all day . They didn,t return until sunset . Ant was dragging a bundle of six pine needles and his wife was carrying a bundle of three . Ant,s sons had found two chips near the stream and his daughters had some dandelion fluff .The youngest son was dragging the stem of a leaf and the smallest daughter had found some pollen . They were all hurrying down the long green path through the woods . When they finally reached home they saw that their anthill was gone . مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند پروانه الوار برگ سوزنی کاج دویدن عجله دوندگی تلاش کلاه پرواز مور سرخ قرمز گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  مورچه و خانواده اش هر روز سخت در جنگل کار می کردند و تا غروب آفتاب بر نمی گشتند . مورچه یک دسته شش تایی از تیرهای چوبی را به زور می کشید و همسرش یک دسته شاخه درخت رو حمل می کرد . پسر مورچه دو ورقه چوبی رو نزدیک رودخونه پیدا کرده بود و دختر مورچه تعدادی قاصدک با موهای نرم پیدا کرده بود . کوچکترین دختر تعدادی دانه گرده پیدا کرده بود . آنها با عجله طول مسیر سبز جنگل رو بطرف پایین طی می کردند تا اینکه به محل زندگیشان رسیدند . ولی دیدند که تپه محل زندگی و خونه شون نیست و ناپدید شده . دمبرگ دم برگ سوزنی کاج کاجی براده چوب ورقه چوبی تخته پروانه شاپرک شاهپرک شپره شبپره شب پره عجله عجول تعجیل

فهرست نقاشی های گنادی پاولیشین gennady pavlishin paintingنقاش روس روسی روسیه

Ant and his family worked hard in the woods all day . They didn,t return until sunset . Ant was dragging a bundle of six pine needles and his wife was carrying a bundle of three . Ant,s sons had found two chips near the stream and his daughters had some dandelion fluff .The youngest son was dragging the stem of a leaf and the smallest daughter had found some pollen . They were all hurrying down the long green path through the woods . When they finally reached home they saw that their anthill was gone . مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند پروانه الوار برگ سوزنی کاج دویدن عجله دوندگی تلاش کلاه پرواز مور سرخ قرمز گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  مورچه و خانواده اش هر روز سخت در جنگل کار می کردند و تا غروب آفتاب بر نمی گشتند . مورچه یک دسته شش تایی از تیرهای چوبی را به زور می کشید و همسرش یک دسته شاخه درخت رو حمل می کرد . پسر مورچه دو ورقه چوبی رو نزدیک رودخونه پیدا کرده بود و دختر مورچه تعدادی قاصدک با موهای نرم پیدا کرده بود . کوچکترین دختر تعدادی دانه گرده پیدا کرده بود . آنها با عجله طول مسیر سبز جنگل رو بطرف پایین طی می کردند تا اینکه به محل زندگیشان رسیدند . ولی دیدند که تپه محل زندگی و خونه شون نیست و ناپدید شده . دمبرگ دم برگ سوزنی کاج کاجی براده چوب ورقه چوبی تخته پروانه شاپرک شاهپرک شپره شبپره شب پره عجله عجول تعجیل

Ant and his family worked hard in the woods all day . They didn,t return until sunset . Ant was dragging a bundle of six pine needles and his wife was carrying a bundle of three . Ant,s sons had found two chips near the stream and his daughters had some dandelion fluff .The youngest son was dragging the stem of a leaf and the smallest daughter had found some pollen . They were all hurrying down the long green path through the woods . When they finally reached home they saw that their anthill was gone . مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند پروانه الوار برگ سوزنی کاج دویدن عجله دوندگی تلاش کلاه پرواز مور سرخ قرمز گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  مورچه و خانواده اش هر روز سخت در جنگل کار می کردند و تا غروب آفتاب بر نمی گشتند . مورچه یک دسته شش تایی از تیرهای چوبی را به زور می کشید و همسرش یک دسته شاخه درخت رو حمل می کرد . پسر مورچه دو ورقه چوبی رو نزدیک رودخونه پیدا کرده بود و دختر مورچه تعدادی قاصدک با موهای نرم پیدا کرده بود . کوچکترین دختر تعدادی دانه گرده پیدا کرده بود . آنها با عجله طول مسیر سبز جنگل رو بطرف پایین طی می کردند تا اینکه به محل زندگیشان رسیدند . ولی دیدند که تپه محل زندگی و خونه شون نیست و ناپدید شده . دمبرگ دم برگ سوزنی کاج کاجی براده چوب ورقه چوبی تخته پروانه شاپرک شاهپرک شپره شبپره شب پره عجله عجول تعجیل. اینجا هم مثل منظره دنباله اش برگ خشک شده ای بر زمین افتاده و میگوید پاییز نزدیک است پس باید عجله کرد و وقت نباید تلف شود بنابراین پدر خانواده مورچه شجاع بزرگترین برگ درخت کاج را که میتواند بلند کند بر دوش نهاده و بر پشتش حمل میکند و میدود تا آنرا به خانه برساند یکی از بچه هایش با لباس قرمز و کلاه برگ پشت سرش میدود و ورقه چوبی را می آورد و او نماد پاییز گذشته است و تابلوی ما میخواهد بگوید که همیشه باید گوش به زنگ بود و شرایط گذشته را نباید فراموش کرد و به آینده باید توجه کرد و زمان حال را هم نباید از دست داد چون زمان مثل برق و باد میگذرد و مهلت تمام میشود همانطور که نقاشی این گذر زمان را نشان میدهد با آن ترکیب بندی سرعتی اش . پروانه کوچولو هم همراه مورچگان رو به جلو پرواز میکند ... منظره کامل این نقاشی را ببینید ...

At dawn the ants in the anthill are still sleeping soundly . This is what Ant was thinking about in his sleep :

صفحه بعدی >

طرح روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ترجمه سیده خدیجه افضلی و نقاشیهای بینهایت زیبای گنادی پاولیشین    Brave Antم‍ورچ‍ه‌ ش‍ج‍اع‌ . ن‍وش‍ت‍ه‌ ت‍ات‍ی‍ان‍ا م‍اک‍ارووا؛ م‍ت‍رج‍م‌ ت‍ران‍ه‌ م‍ش‍رف‍ی‌ . س‍ازم‍ان‌ ن‍ش‍ر ان‍دی‍ش‍ه‌ و ف‍ره‍ن‍گ، سيمين‏دخت‌ : بی نا ، 1977= (1356) . داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی از انتشارات قائن
طرح روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ترجمه سیده خدیجه افضلی و نقاشیهای بینهایت زیبای گنادی پاولیشین پشت جلد کتاب مورچه شجاع و صحنه جشن و سرور حشره ها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه پشت و روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ماکارووا نقاشی تصویرسازی تصویرگری از گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی انتشارات قائن فهرست نقاشی های گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  دو تا از فرزندان مورچه شجاع بار غذا را به خانه میبرند و سنجاقک بالای سرشان پرواز میکند  داستان از تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین
قصر کاخ قله مورچگان در کتاب قصه مورچه شجاع بچه مورچه ها گلها و بته ها نقاشی جنادی پاولشن بچگان مورچه شجاع در حال استراحت و تفریح پس از کار روزانه یا در یک روز تعطیل گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه خانواده خوشبخت مورچه شجاع دور هم جمع شده اند و خوشحال هستند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیهبچه های مورچه شجاع به دنبال پدر خود می دوند و آذوقه و الوار به خانه میبرند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه شجاع نگران خانه و زندگی خانواده و فرزندانش هست گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

زن و بچه مورچه شجاع نگران آینده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته های گل ایستاده اند اثر گنادی پاولشن روسیه ای

شیطنت پشه ناقلا و ندادن نامه مورچگان به مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

دعوت حشرات و بیمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطی خالی کنسرو  نقاشی جنادی پاولیشین

جشن با شکوه حشرگان در منزل قوطی کنسروی مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند نقاش گنادی پاولیشین روسیمرچه شجاع در کنار بندر حشرات برای دریافت آذوقه بارگیری میکند نقاشی گنادی پاولیشین ماهی ها ماهیان در آخر داستان مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیهماهی ها ماهیان در آخر داستان مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

ملوان ناوخدا ناخدا مورچه شجاع روی عرشه قایق قوطی کنسرو شیپور میزند و بچه هایش شنا یاد میگیرند و خورشید خانوم آنها را نگاه میکند  پایان داستان نقاش گنادی پاولیشین

مورچه شجاع نگران خانه و زندگی خانواده و فرزندانش هست گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه زن و بچه مورچه شجاع نگران آینده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته های گل ایستاده اند اثر گنادی پاولشن روسیه ای  At dawn the ants in the anthill are still sleeping soundly . This is what Ant was thinking about in his sleep :

Ant and his family worked hard in the woods all day . They didn,t return until sunset . Ant was dragging a bundle of six pine needles and his wife was carrying a bundle of three . Ant,s sons had found two chips near the stream and his daughters had some dandelion fluff .The youngest son was dragging the stem of a leaf and the smallest daughter had found some pollen . They were all hurrying down the long green path through the woods . When they finally reached home they saw that their anthill was gone . مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند پروانه الوار برگ سوزنی کاج دویدن عجله دوندگی تلاش کلاه پرواز مور سرخ قرمز گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  مورچه و خانواده اش هر روز سخت در جنگل کار می کردند و تا غروب آفتاب بر نمی گشتند . مورچه یک دسته شش تایی از تیرهای چوبی را به زور می کشید و همسرش یک دسته شاخه درخت رو حمل می کرد . پسر مورچه دو ورقه چوبی رو نزدیک رودخونه پیدا کرده بود و دختر مورچه تعدادی قاصدک با موهای نرم پیدا کرده بود . کوچکترین دختر تعدادی دانه گرده پیدا کرده بود . آنها با عجله طول مسیر سبز جنگل رو بطرف پایین طی می کردند تا اینکه به محل زندگیشان رسیدند . ولی دیدند که تپه محل زندگی و خونه شون نیست و ناپدید شده . دمبرگ دم برگ سوزنی کاج کاجی براده چوب ورقه چوبی تخته پروانه شاپرک شاهپرک شپره شبپره شب پره عجله عجول تعجیل