< صفحه قبل

مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful , مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful , مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful , خرشید خانوم خرشیدی خورشیدی خورشید خانم شمس شمسه شمسی خانوم شمسی خانم الشمس الشمسه الشمسی نقاشی سید امین نبی پور sun love seyyed amin nabipoor painting خورشيد خانم خورشيد خانوم خورشيد خانومي خانمي آفتاب آفتابي تابان تابنده عالمتاب عالم تاب عشق نور نورانی نور افشان نور افشانی نورافشان نورافشانی چهره منور انوار  نقاشي اثر سيد امين نبي پور هنر هنرها هنر ها هنري نقاشي سنتي نقاشي ايراني پارسي پارس فارسي فارس نقاش ايران النقاش نقاشيه النقاشيه نقاشيات النقاشيات نگارگر نگارگري طراح طراحي ترسيم ترسيمات رسم مينياتور مينياتوري   خورشید خانم نقاشی سید امین نبی پور sun love seyyed amin nabipoor painting خورشيد خانم خورشيد خانوم خورشيد خانومي خانمي آفتاب آفتابي تابان تابنده روشن روشنی روشنا روشنایی تاب تابنده تابا تابان تابش پرتو پرتو ها پرتوها پرتوان تابیدن تابندگی درخش درخشش درخشان درخشنده براق برق زدن طلا طلایی طلایه عالمتاب عالم تاب سپید سپیدی سفید سفیدی سپیده سفیده سحر  فجر طلوع مطلع صبح صباح ظهر مساء بعد از ظهر بعدازظهر عصر غروب مغرب عشاء شب لیل لیله لیلة شب ها شبها  ستاره سیاره ستارگان سیارات کوکب کواکب اختر ها اخترها جهان دنیا عشق مهر مهربانی محبت خو خور حور حورشید خور شید شیده شیدا  دوست داشتن دوستی دوستانه صلح آمیز آشتی کنان مهربون مهربونی عشق عاشق معشوق عاشقی آدم آدمی انسان انسانی انسانیت بشر بشری بشریت صورت چهره قیافه  گرد دایره ای زیبا خوشگل قشنگ تودلبرو تو دل برو کله سر بزرگ گنده چهره زنانه زن قیافه صورت تمام رخ تمامرخ سه رخ سرخ  دخترانه دختر صورت مؤنث بانو بانوانه خانمان خانمانه خانومانه ابرو ابروها ابرو ها ابروان ۸ هشت هشتی صاف و تمیز و دقیق فاصله دو ابرو از همدیگر خیلی زیاد است فاصله و مسافت و راه بین دو چشم بسیار زیاد است چشم ها چشمها چشمان مژه ها مژه گان مژگان مژها سیاه سیه و قهوه ای رنگ مژگان بلند مژگان سیه سیاه عنبیه چشم ها قرمز سرخ متمایل به بنفش مردمک چشمها قهوه ای مایل به سیاه و خاکستری توسی طوسی صلبیه چشمان سفید رنگ سفیدرنگ هستند دماغ بینی عقابی نسبتا کوچک تقریبا کوچولو نسبت به اندازه و ابعاد بعد های صورت پوست چهره تقریبا زرد رنگ زردرنگ متمایل به سفید رنگ سفیدرنگ سفیدزرد زردسفید کل قیافه شبیه به یک زرده تخم مرغ است به خورشید و آفتاب هم شباهت دارد دهن دهان کمی باز لب غنچه ای لب ها لبها لبان لبهای قرمز رنگ لب های سرخ رنگ سرخرنگ قرمزرنگ که دارد لبخند میزند و میخندد می خندد لب خند لبخند لبخنده لب خنده خنده رو دندان های سفید رنگ پیدا و آشکار آشکارا است دندانهای سفیدرنگ دیده میشوند یک چانه نه چندان کوچک چانه چونه ظریف غبغب گلو تپل چاق فربه گردالو گردالی گرد قلنبه قلمبه ورقلمبیده ور قلنبیده ورقلمبیده ور قلمبیده تپل مپل توپول موپول کپل مپل کوپول موپول تپلی مپلی کپلی مپلی توپولی موپولی کوپولی موپولی  سر و کله گنده بک بزرگ آسمان آسمانی آسمانه سماء پس زمینه قرمز پسزمینه سرخ و بنفش دارای ابرهای حلزونی ابر های مارپیچی مار پیچیار پیچ مارپیچ ابره ها و ابرها و ابرک ها ابرکها ابرکهای چرخان و ابره های پیچان و ابرک های گردان یک سیاره بنفش یک ستاره نارنجی رنگ پرنده ای در حال پرواز خوشحال خوش حال و خندان سر رو به بالا سرش را بالا گرفته است و نغمه شادی سر میدهد این پرنده بسیار محو و ناواضح در نقاشی گنجانده شده است پرنده بال و پر خود را باز کرده و گشوده است و منقار یا نک نوک خود را تا آخر گشاده و آواز شادی سر می دهد زمینه مواج پر از موج موجهای رنگی رنگارنگ رنگ و وارنگ یک بخش بافت بافتی بافته  شبکه ای تورباف  تور باف توری بافت توربافت توری لانه زنبوری چهار خانه چارخونه چارخانه چار خانه چهارخانه شطرنج شطرنجی ماتریس ماتریسی با خطوط خط خط ها خطهای قهوه ای مایل به نارنجی و زمینه داخلی هر خانه سبز رنگ مغز پسته ای سبزرنگ مغزپسته ای و در هر خانه گل گلهای بنفش رنگ هشت پر که چهار پره باریک و بلند و چهار پره دیگر کوتاه و عریض تر هستند قرار دارند در حاشیه این شبکه توری تور مانند تورمانند یک نوار دارای داره های گوی شکل به رنگ بنفش متمایل به قرمز و در زمینه سرخ مایل به رنگ صورتی جای گرفته است یک گل ختایی خطایی گل لاله عباسی گل شاه عباسی در گوشه و زاویه کنار کناری شبکه تور توری شطرنج شطرنجی گل ختایی با رنگ بنفش مایل به آبی سرمه ای سورمه ای و بنفش مایل به سرخ و قرمز مایل به صورتی رنگ گل لاله عباسی دارای سه 3 جفت پره یا شش عدد 6 دانه گلبرگ گل برگ و سه جفت یا شش عدد گلبرگ گل برگ کوچک در لابلای پره ها و گلبرگهای بزرگتر در لا به لای پرک ها پرکهای بزرگتر است یک گل چند پره ستاره ای در وسط دمبرگ دم برگ این گل جا دارد.  یک قلب تپنده طپنده تپش طپش تب و تاب تاپ تاپ تیپ تپان طپان تپنده دل  صنوبر صنوبری شکل با خط دور خطوط پیرامون خطهای پیرامونی بنفش پررنگ پر رنگ و وسط و میانه آن به رنگ بنفش مایل به سرخ و داخل تر آن رنگ قرمز متمایل به صورتی و چند گل و شکوفه و غنچه ریز و درشت دیگر  یک درخت درختچه نهال نونهال نو نهال عمود عمودی ایستاده پابرجا استوار در کنار سمت راست نقاشی در سمت چپ شبکه توری شطرنجی یک حاشیه کناره قهوه ای مایل به نارنجی قرار دارد که در پایان و انتهای آن در پایین خود به رنگ زرد در میآید منحنی خم خمش قوس قزح رنگین کمان در آسمان پسزمینه از سبز مغز پسته ای به رنگ نارنجی و قهوه ای مایل شده بعد به طرف قرمز سپس به سوی سرخ صورتی پس از آن به جهت چپ به رنگ بنفش و در آخر به رنگ بنفش مایل به آبی تبدیل میشود فام رنگ فام رنگی از راست به چپ و از بالا به پایین عوض می شود تبدیل رنگ تغییر رنگها دگردیسی دیگردیسی فام رنگها استحاله الوان بین رنگین کمان و حاشیه قوسی حلزون شکل یک گل نیمرخ نیم رخ نیمه رخ شش پر ۶ پره جا گرفته خطوط حاشیه ای پیرامونی گلبرگها زرد کمرنگ مایل به نارنجی کم رنگ کمی متمایل به قهوه ای هر پره گل برگ به شکل قطره اشک اشکی  چکه چکان چکانده آب باران بارانی در داخل هریک از اشکها یگ دایره گردی رنگی هرکدام به رنگ یکی از شش رنگ مدادی نقاشی به ترتیب رنگ مرتب بنفش-آبی بنفش-سرخ قهوه ای-نارنجی قرمزخونی  زرد سبز مغزپسته ای جای گرفته که زمینه هر برگ گل به رنگی رنگ آمیزی شده که با آن خال رنگی تضاد رنگ و تفاوت رنگی داشته باشد کل این گل شبیه پر طاووس پر طاوس پرطاووس پرطاوس پر طاووسی پرطاووسی پر طاوسی پرطاوسی است. کل شبکه توری شطرنجی روی تپه ای قرار دارد که در طرف راست در زیر گل ختایی خطایی لاله عباسی گل شاه عباسی باخود شبکه یکی شده و تپه بیابانی خود حاشیه و قاب زیرین شبکه تور باف است این تپه زرد و دارای لکه های سبز مغز پسته ای است سمت چپ نقاشی یک تپه دیگر یا یک کوه و در وسط این دو کوه یا تپه یا تپه ماهور یک دره کم عمق جا دارد کوه طرف چپ هم سطح و هم طراز هم تراز با کوه سمت راست است کوه چپ به رنگ نارنجی مایل به قهوه ای مایل به زرد شبیه به دو کوهان شتر دو کوهانه دوکوهانه سر شتر همان سمت راست که چشمش همان گل ختایی است و شبیه به اژدها نیز میشود کوه ها کوهها کوهستان کوهی کوهستانی تپه ای رشته کوه بیابان بیابانی دشت دشتی صحرا صحرایی کویر کویری آب و هوا روح روحی زنده زندگی جان جاندار جانور گیاه ها گیاهی گیاهها گیاهان درخت ها درختها درختان درخت چه درختچه پنج ۵ درخت سرو سروی سرو ها سروها سروان سروانه پنج تایی مانند پنجه انگشت ها انگشتها انگشتان انگشتی دست ناخن ناخنی پیرامون و دور محیط سروها به رنگ زرد و کمی نارنجی قهوه ای داخل و توی درختان سرو سبز کمرنگ مغز پسته ای خم خمی خمش انحنا انحنای انحناء منحنی موج موجی مواج امواج خروش خروشیدن خروشان پایین چپ علف ها علوفه علفها علفی خشک خشکی خشکیده سبزه سبزی که سبز نیست! گل سرخ گل رز گل محمدی به رنگ قرمز و قهوه ای و نارنجی و کمی زرد کنار بوته های گیاه سرخرنگ سبزه های سبزرنگ گلهای زنبق دو گل زنبق بنفش و بفش مایل به سرخ دو سنگ کوچک قهوه ای بیضی شکل یک سنگ بزرگتر با برجستگیها و فرورفتگیها برجسته برجستگی فرورفته فرو رفته فرورفتگی رنگ کلی سنگ خاکستری توسی طوسی و لکه های رنگارنگ خفیف چند برگ علف  بوته مواج و رقصان رقصنده رقص رقاص رقاصه سبز کمرنگ و محو از زیر یا کنار یا بالای تخته سنگ روییده اند سرسبز سرسبزی سر سبز سر سبزی رو روی رویش روییدن رویان رویانی رشد نمو ارشد راشد رشید رشادت یک بوته باسه تا گل ۳ عدد گل بنفش سرخ قرمز با برگهای پیچان و رقصان و بوته های کوچک علف قرمز قهوه ای کنار محل پایه ریشه درخت استوار استواری جاوید جاویدان جاودان جاویدانه جاودانه جاویدانگی جاودانگی همیشه همیشگی تا ابد تاابد رنگ زمینه تپه کوه کوهستان کوهی خاک خاکی زرد طلایی  به طور کلی فضا فضای این نقاشی گرم است گرمی زیست زیستن زندگی حیات موجود زنده موجودات زنده روح جان دار جاندار جانور حیوان حیوانات گیاه گیاهها گیاهان بستان بوستان باغ باغستان بهشت بهشتی پردیس فردیس فردوس فردوسی پارادایس  وحدت واحد اتحاد وحدانیت توحید یگانه یگانگی یکان یکانه یکانگی هم آهنگ هم آهنگی هماهنگ هماهنگی نظم نظام هارمونی هارمونیک هارمنیک  ترتیب مرتب انضباط منضبط  مناسب مناسبت تناسب تقارن متقارن قرینه قرین

( Forest News ) Ant said to himself : مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful ,

داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی از انتشارات قائن

مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful , مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful ,

مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful , " Don,t worry . Every thing will be all right .  An ant will always find shelter for the night for his family . And ants are never downhearted , they never give up , not even in fairy tales for baby ants . "And so Ant set off to look for a home for the night . He stopped at every tree stump and at every blade of grass but they were all either to damp or too hard and cold for comfort . Suddenly he spotted an empty tin can with a bright lable on it . " Aha ! " he said . " Here,s a good tin roof and a fine scalloped door . I couldn,t have wished for a better home for my children . In no time the family had moved in . When the sun came up the next morning its rays hit the shiny tin , making the can gleam and glitter . با آنکه خانواده مورچه خانه خود را گم کرده اند و غمگین و ناراحت هستند و اشک میریزند و گریه میکنند بچه ها از سرما میلرزند و کز کرده اند غمباد گرفته اند و زانوی غم بغل گرفته اند و دستها را بر سر نهاده اند اما بابای خانواده گویی غمین نیست و هنوز به آینده ای نوید بخش امید وار است خانواده اش را دلداری میدهد و با خاطری جمع از آنان میخواهد که نگران نباشند و غصه نخورند چون قرار است هر طوری که شده برای ایشان خانه و کاشانه ای فراهم کند و به آن ها اطمینان میدهد هر طور شده همین امشب را در جای خوبی به سر خواهند برد . یکی از بچه ها در آغوش مادر است و دوتا از آنها روی کنده چوبی نشسته اند پدر و مادر کودکان را نوازش میکنند و به آنها آرامش میدهند ترکیب رنگی کلاه گلی بنفش سر یکی از دختران و لباس سبز دیگری و مامان و البسه قرمز نارنجی بابا و برادر بسیار زیبا و خیره کننده و چشم نواز است بوته ای گل با میوه های خاردار و برگهای کنگره ای با رنگ تیره بنفش آبی خاکستری در پشت آنها قرار دارد و مجموعا قسمتی از کادر و حاشیه را تشکیل میدهد جالب است که شاخه ای از این گیاه از پشت سر خورشید خانم رد شده انگار که خورشید خانوم پایین و تا به نزدیک خانواده مورچه آمده و دلش برایشان میسوزد و به حال آنان تأسف میخورد و با مهربانی بسیار نظاره گر ایشان است و میخواهد به آنها یادآوری کند که خداوند بندگانش را فراموش نمیکند ...

صفحه بعدی >

طرح روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ترجمه سیده خدیجه افضلی و نقاشیهای بینهایت زیبای گنادی پاولیشین    Brave Antم‍ورچ‍ه‌ ش‍ج‍اع‌ . ن‍وش‍ت‍ه‌ ت‍ات‍ی‍ان‍ا م‍اک‍ارووا؛ م‍ت‍رج‍م‌ ت‍ران‍ه‌ م‍ش‍رف‍ی‌ . س‍ازم‍ان‌ ن‍ش‍ر ان‍دی‍ش‍ه‌ و ف‍ره‍ن‍گ، سيمين‏دخت‌ : بی نا ، 1977= (1356) . داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی از انتشارات قائن
طرح روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ترجمه سیده خدیجه افضلی و نقاشیهای بینهایت زیبای گنادی پاولیشین پشت جلد کتاب مورچه شجاع و صحنه جشن و سرور حشره ها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه پشت و روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ماکارووا نقاشی تصویرسازی تصویرگری از گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی انتشارات قائن فهرست نقاشی های گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  دو تا از فرزندان مورچه شجاع بار غذا را به خانه میبرند و سنجاقک بالای سرشان پرواز میکند  داستان از تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین
قصر کاخ قله مورچگان در کتاب قصه مورچه شجاع بچه مورچه ها گلها و بته ها نقاشی جنادی پاولشن بچگان مورچه شجاع در حال استراحت و تفریح پس از کار روزانه یا در یک روز تعطیل گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه خانواده خوشبخت مورچه شجاع دور هم جمع شده اند و خوشحال هستند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیهبچه های مورچه شجاع به دنبال پدر خود می دوند و آذوقه و الوار به خانه میبرند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه شجاع نگران خانه و زندگی خانواده و فرزندانش هست گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

زن و بچه مورچه شجاع نگران آینده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته های گل ایستاده اند اثر گنادی پاولشن روسیه ای

شیطنت پشه ناقلا و ندادن نامه مورچگان به مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

دعوت حشرات و بیمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطی خالی کنسرو  نقاشی جنادی پاولیشین

جشن با شکوه حشرگان در منزل قوطی کنسروی مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند نقاش گنادی پاولیشین روسیمرچه شجاع در کنار بندر حشرات برای دریافت آذوقه بارگیری میکند نقاشی گنادی پاولیشین ماهی ها ماهیان در آخر داستان مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیهماهی ها ماهیان در آخر داستان مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

ملوان ناوخدا ناخدا مورچه شجاع روی عرشه قایق قوطی کنسرو شیپور میزند و بچه هایش شنا یاد میگیرند و خورشید خانوم آنها را نگاه میکند  پایان داستان نقاش گنادی پاولیشین

مورچه شجاع نگران خانه و زندگی خانواده و فرزندانش هست گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه زن و بچه مورچه شجاع نگران آینده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته های گل ایستاده اند اثر گنادی پاولشن روسیه ای

مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful , مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است شاخه شاخ و برگ شاخک مو زلف چشم چشمان درشت حشره حشرات بوته بته گیاه گیاهان گل گلی گلها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  هرچند ، اون وقت نداشت که درباره تنهایی فکر کنه چون می دونست که به زودی شب میشه و او مجبوره که پناهگاهی برای خانواده اش پیدا کنه . او دستش را روی شانه همسرش گذاشت و گفت که سعی کنه شاداب باشه و نگران نباشه همه چیز درست میشه . یه مورچه همیشه یه پناهگاه برای شب خانواده اش پیدا می کنه . مورچه ها هیچ وقت افسرده نخواهند شد . اونها هرگز تسلیم نخواهند شد حتی در داستانهایی که برای بچه ها گفته میشه . بنابراین مورچه شروع به جستجوی خانه ای برای شب کرد . او روی هر کنده درخت و پهنای چمنزاری می ایستاد ولی اونجاها یا خیلی مرطوب بودند یا برای استراحت کردن خیلی سفت و سرد . ناگهان مورچه یک قوطی حلبی با برچسب روشن و براق پیدا کرد و گفت : However , he had no time to think about being lonely now , either , for he knew that night would soon be upon them and he had to provide some shelter for his familly . He patted his wife,s shoulder and said trying to sound cheerful ,

فهرست نقاشی های گنادی پاولیشین gennady pavlishin paintingنقاش روس روسی روسیه