< صفحه قبل

مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی هنر هنری artistic art artist arts artists هنرمند نقاشی گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting

بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده !

After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : " Help ! We,re surrounded by water ! It,s a flood ! Help ! "

صفحه بعد >

داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی

داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی

حيف که مهماني به اين زودي تمام شد ! باور کردنش مشکل است : يعني اين همان قوطي کنسروي است که آنهمه حشره درون آن جا گرفته بودند و به جشن و رقص و پايکوبي پرداخته بودند ؟! اما حالا سيل در لانه موران ميهماني با شکوه را به هم ريخت و حشرات پراکنده شدند و هر يک به سمت و سويي رفتند ، اما اين سيل و طوفان باعث شد تا استاد بي بديل نگارگري روسيه گنادي ديمتريويچ پاوليشين يک صحنه شکوهمند ديگر را خلق کند : صحنه حرکت يک کشتي باشکوه قوطي کنسروي که به ناوخدايي کاپتان مورچه شجاع با شجاعت هرچه تمام به سمت جلو و به سوي هدفي بزرگ و مهم و بالا و والا حرکت ميکند و عظمت و بزرگي در چهره و حالت و رفتار و کردار و ژست و فيگور ناوخدا مورچه شجاع پيدا است و او همچون رهبري قدرتمند و پادشاهي لايق اين کشتي را مانند ناوي بزرگ در ميان طوفان مشکلات به طرف مقصد رفاه و آسايش مردم هدايت ميکند  اما او از يک رهبر يا پادشاه یا ناخدا مهم تر است : او پدر خانواده است و ميخواهد راحتي خانواده اش را فراهم کند و اکنون در تاريکي شب فانوس به دست گرفته و به سمت جلو در حرکت است و دوست وفادارش کرم شب تاب همانطور که در خوشي جشن و مهماني با او شريک بود اينجا هم در سختي طوفان و سيل با او همراه است و به دوستش مورچه کمک ميکند و در شب تاريک با نوررساني خود راه را براي خانواده مورچگان روشن ميکند و خواهيم ديد که تا موفقيت نهايي با آنها ميماند و همراهي ميکند و اين صفت يک دوست خوب است . شاخک مورچه به سمت عقب خم شده و با يک دستش بالاي چشم گرفته و دوردست را نگاه ميکند و اين عادتي است که خيلي ها براي ديدن فواصل دور دارند و مورچه شجاع با دست ديگرش فانوس را رو به جلو گرفته تا حشره شب تاب مسير رودخانه ايجاد شده در اثر سيل را نورافشاني کند . با وجود اينکه صحنه بحران است اما باز هم تزئينات فراوان خودنمايي ميکند و و باز هم نقاش نگارگر يک صحنه بديع و زيبا خلق کرده که با موضوع  شلوغي و بحران و دردسر باز هم ديدن آن به انسان آرامش ميدهد . در اينجا از قوطي خالي کنسرو به جاي قصر يک کشتي باشکوه ساخته شده  اما در اين مورد برخلاف صحنه مهماني شام شکوه و جلال و جبروت و عظمت ناو در شکل و رنگ و طرح آن نيست بلکه در ترکيب بندي کشتي قوطي کمپوتي با سرنشينان آن و ژست و قيافه و فيگور مورچگان و ترکيب با گلها و گياهان اطراف رودخانه تشکيل شده از سيل است که اين شکوهمندي را ايجاد ميکند و حرکت قدرتمندانه و شکوهمندانه و آرام و با وقار و متانت کشتي رو به جلو آنچنان ادامه دارد که گويي هيچ چيز جلودار آن نيست و هيچ نشاني از ترس و اضطراب در آن ديده نميشود و اين نقاشي ميخواهد اين نکته را بگويد که اگر بخواهيم رو به پيشرفت حرکت کنيم هيچ مانعي نميتواند حرکتمان را متوقف کند مشروط برآنکه خودمان محکم و استوار و متين و صبور و تلاشگر باشيم همانگونه که سيل و طوفان مشکلات نميتواند پيشرفت و تحرک مورچه ها را متوقف کند و آنان از حرکت باز نمي ايستند . بچه مورچه ها که انگار روي عرشه کشتي نشسته اند مشغول تماشاي رودخانه هستند که گويي برايشان تازگي دارد هرچند مادر مورچه ها نگران است و باز هم مثل هميشه به آينده فرزندان خود مي انديشد و در عقب کشتي نشسته اما بچه ها با خيال راحت به تفريح و بازيگوشي مشغول هستند . مامان مورچه هنوز هم شاخکهاي حلزوني و موهاي مرتب و شانه زده اش تميز و آراسته است و اصلا به هم نريخته و اين هم از خواص زينتي نگارگري است که در هر شرايطي آراستگي و تزئينات به شدت خودنمايي ميکند و دنباله همبن سليقه و علاقه به تزئين را در مردمان امروز ميبينيم که در فيلمهاي اکشن امروزي هم در صحنه هاي پر ماجرا و پر تب و تاب و تحرک باز هم تيپ و قيافه و  آرايش و گريم و مدل موي بازيگران اصلا به هم نمي خورد در حالي که در دنياي واقعي چنين نيست و اين از خصوصيات هنر سنتي است که به طرزي ايده آل گرايانه حداقل ظاهر زيبا و تزئيني داستان را حفظ ميکند . به هر حال مادر مورچگان به حالتي نشسته که آن اخلاق حمايت و مراقبت از کودکان را دارد چون به نظر ميرسد که يک بچه روي زانوي مادر نشسته و دست بر لبه قوطي کمپوت گرفته و مادرش مواظب اوست و بچه کوچک ديگري که کلاه گلي برگي بر سر دارد کنار مادر ايستاده و از لبه قوطي کنسرو يا همان کناره عرشه کشتي به بيرون نگاه ميکند و اين اطفال از نگراني مادرشان بيخبرند و با تعجب آميخته با شادي به منظره و صحنه هاي بيرون نگاه ميکنند و اصولا نگاه کردن و ديدن در نقاشي هاي کتاب مورچه شجاع بسيار اهميت دارد و شايد به همين علت و دليل است که استاد گنادي ديمتريويچ پاوليشين در اين داستان تمام چشمان مورچه ها و ساير جانوران را بزرگ و درشت و گرد و قلمبه نقاشي کرده و البته در واقعيت هم چشم بسياري از حشرات بسيار قلنبه و درشت است تا بتوانند ميدان ديد وسيع و بزرگي داشته باشند هرچند در اکثر حشرات اين ابعاد چشم به علت تعدد چشمان مرکب است که مجموعا دو واحد چشمي بزرگ تشکيل ميدهند تا وسعت ميدان ديد افزايش يابد اما در اينجا با توجه به اينکه نقاشي در سبک مينياتور و داراي فضاي فانتزي است هر حشره يک جفت چشم ساده کامل درشت دارد تا با آن محيط اطراف را خوب ببيند و در هر حالتي از يادگيري و آموزش باز نايستند و با وجود اينکه خانواده مورچگان در وضعيت نا مساعد قرار گرفته اند باز هم نقاش بر اهميت آموختن از هر چيز و هر جا تأکيد دارد و بچه مورچه ها با دقت به اطرافشان نگاه ميکنند تا چيزهاي جديدي ياد بگيرند . درب قوطي کنسرو با کنگره هاي جاي بريدگي دربازکن که هنوز هم مواج است و با موجهاي آب رود تناسب دارد و الان شکل تزئين يافته اي چون يک برگ گياه پيدا کرده طوري که انگار با يک دمبرگ به سان يک گياه کاکتوس از خود قوطي به منزله يک گلدان روييده و با برگهاي گياهان اطراف به نوعی هماهنگي دارد نه از نوع شبيه بودن و يکنواختي بلکه شکل متفاوت آن و فاصله سفيد با توده گياهي باعث جدا ديده شدن قوطي و جلب نظر کردن آن ميشود . در قوطي مانند دم و يا دنباله کشتي است که چهار بچه مورچه روي آن قرار دارند که يکي از آنها جداگانه و بي پروا روي لبه درب قوطي کمپوت نشسته و خم شده و کنجکاوانه به آب در پايين نگاه ميکند و البته يک خوشحالي از ديدن چيزي تازه و جديد مثل سيل در چهره نيم رخ او پيدا است وي زانوانش را بر سطح درب قوطي قرار داده و دستانش را بر لبه درب قرار داده طوري که گويي لبه در قوطي تيز نيست ، کله خربزه اي و شکل شاخکهاي حلزوني وي با محل خالي حاصل از برگشتگي لبه گلبرگ گل شقايق همخواني و هماهنگي دارد و اين توجه دقيق به جزئيات ظريف از خصوصيات مهم و بارز مينياتور است . سه تا ديگر از بچه مورچه ها در جايي پايين تر از درب قوطي نزديک تر به خود خوطي نشسته اند و مورچه وسطي که خواهر بزرگتر است ضمن اينکه نشسته و به مناظر نگاه ميکند مواظب خواهر يا برادر کوچکتر خود نيز هست و انگار با دستانش او را گرفته که نيفتد بچه کوچکتر که جلو نشسته پاهايش را از لبه در قوطي آويزان کرده و با پنجه هايش لبه در قوطي را طوري راحت گرفته که انگار هيچ تيزي ندارد و او هم به اطراف مينگرد و از قايق سواري روي رودخانه لذت ميبرد بچه ديگري که پشت سر خواهر نشسته تقريبا لميده  با دستهايش بر کف درب قوطي تکيه داده و به تماشا مشغول است . سه تا سر و کله اين سه بچه مورچه با هم يک ترکيب تزئيني قشنگ پديد آورده و شاخکهاي حلزوني پيچان ايشان يک تزئين اسليمي گونه خلق کرده که همراه با لبه برگشته سرخ رنگ گلبرگ لاله گون گل شقايق يک هارموني و همگرايي زيبا ايجاد کرده است . اصلا در اين نقاشي شاخکها هم در خود هر جفت و هم در جفتهاي مختلف شاخک ها در کنار هم يک ترکيب بندي و کمپوزيسيون و هماهنگي و هارموني و همخواني بسيار زيبا و قشنگ و شگفت انگيز پديد آورده اند و اين شکل مارپيچي و حلزوني آنها چه به صورت جفتي و چه با در نظر گرفتن جفتهاي شاخکي در کنار هم و نيز جهت قرار گيري آنها نسبت به همديگر يک حالت حرکت و پويايي و تحرک و در عين حال فضاي شادي به وجود آورده و با حرکت و پيشروي کشتي سازگار است و همين ويژگيهاست که اين کتاب را براي توليد و خلق يک اثر پويانمايي يا انيميشن بسيار باشکوه و قوي و خلاقانه مناسب و لايق ميکند . چيزي که بسيار در اين اثر نگارگري جلب توجه ميکند يکي از بچه مورچه هاست که به دليل شيطنت و بازيگوشي نزديک بوده که در آب بيفتد ولي خودش را محکم گرفته و خودش را نجات ميدهد او با دستانش لبه قوطي را سفت گرفته و با پاهايش تقلا ميکند تا از قوطي بالا برود و دوباره به داخل قايق وارد شود اما با وجود اين تلاش کوشش براي نجات باز هم اين بچه شيطون بلا مشغول کنجکاوي و نگاه کردن به بيرون و منظره سيل است او يک کلاه برگي سبز بر سرش دارد و يک بچه مورچه ديگر سعي دارد دو دستي با گرفتن يک دست او به وي در رسيدن به بالا کمک کند و اين بچه مورچه اي است که به طور واضح به مورچه در خطر نگاه ميکند و لباس سبز مغز پسته اي آستين کوتاه و داراي دکمه پوشيده و همچنين بچه مورچه ديگري دو دستي با زور زدن هرچه بيشتر ميکوشد تا دست ديگر بچه مورچه به خطر افتاده را بالا بکشد و او را نجات بدهد اين يکي کلاه سبز رنگ تمشک مانند بر سر نهاده . اين صحنه نجات از غرق شدن در برخي آثار نقاشي با موضوع کشتي و دريا در دوران رنسانس اروپا تا دوره معاصر کار شده و خود يک موضوع محبوب حماسي است . بين دو سر مورچه هاي منجي دو تا کله مورچه ديگر مشهود است که اصلا حواسشان به برادر در خطر خود نيست و به نظاره مناظر مشغولند و هردو کلاه برگي يکي سبز و ديگري زرد بر سر دارند . خواهر کوچولو با موهاي چتري و پاپيون ضربدري زرد سرپنجه هايش را بر لب قوطي گرفته و با خوشحالي و شادي بيرون را ميبيند و از تماشا کردن لذت ميبرد . يک بچه ديگر کلاه برگي سبز رنگي بر سرش گذاشته و سايه اين کلاه بر پيشاني اش افتاده و يقه لباسش مثل بقيه يقه هاي لباسهاي مورچه هاي ديگر تميز و مرتب و اطو کشيده است و به سمت ديگري نگاه ميکند . کنار وي بچه مورچه ديگري دست بر ديواره عرشه کشتي گرفته و به طرف جلو خم شده و با تعجب فراوان به کنجکاوي و موشکافي و دقت و تفحص در مناظر روبرويش مشغول است . کل ناو يا کشتي يا لنج يا قايق يا همان قوطي کنسرو يا کمپوت به خاطر شکل استوانه اي اش شبيه يک کلاه سيلندر است و موج آب به شکل لبه آفتابگير دور کلاه ديده ميشود و درب قوطي مانند يک پر به بالاي کلاه وصل شده .  همين کشتي کلاهي شکل به فرمانروايي و ناوخدايي کاپيتان مورچه شجاع بي باک نترس به سمت مقصدي ظاهرا نامعلوم پيش ميرود که معلوم است و آن همانا رسيدن به يک زندگي مرفه و راحت براي بقاي نسل خانواده مورچه است و به همين دلايل اين يک داستان حماسي نيز هست و نويسنده و نقاش هر دو در اين اثر حماسه سرايي کرده اند . در جلوي دماغه نداشته کشتي خانم کفشدوک در حال پرواز است و بالهاي کلفت اليتراي قرمز خال سياه خود را باز کرده و با بال هاي توري شفاف خود که آنها را کاملا گشوده پرواز ميکند و به عقب نگاه ميکند تا مبادا با کشتي غول پيکر تصادف کند و اينها بر پويا نمودن و پرتحرک تر کردن صحنه مي افزايد . آن طرف تر ساسي روي يک قايق نجات پارويي کوچک برگي نشسته و پارو ميزند تا به ساحلي برسد و نيز يک برگ نارون خالي جلوي کشتي روي آب شناور شده  . جالب ترين طنازي اين تابلو برگ بزرگتري است که به عنوان قايق بادباني مورد استفاده خاله پروانه و دو سوسک يا ساس قرار گرفته : معلوم نيست اين همان پروانه خانم خواننده باشد چون شکل و رنگ  لباس و بالهايش فرق دارد؛ اين مهم نيست ، نکته بااهميت شکل کلي اين قايق است که بالهاي پروانه خانوم هم بادبان اين قايق سنتي ونيزي شده و هم ترکيب کلي شکل يک قو را تداعي ميکند و نقاش ما عمدا اين بازي توهم زا را در اشکال و رنگها اجرا کرده و و ميخواسته بالهاي حشره مثل بال پرنده قو به نظر برسد و ميبينيد که سر دمبرگ برگ به آب افتاده را در محل قطع از شاخه به عمد جوري نقاشي کرده و از زاويه اي نمايانده که مانند منقار يا نوک قوي آبي به نظر آيد و حتي بطور عمدي يک خال تيره رنگ براي چشم قو قرار داده تا زنده تر باشد ! عقب برگ که انتهاي قايق و دم قو ست محل استقرار ساس قايقران پاروزن است که به سک قايقهاي ونيز در آنجا نشسته يا ايستاده و پاروي ميزند و در جلو سوسک تپل مپل نشسته و پاهايش را در آب فرو برده و از آب بازي لذت ميبرد وي يک تن بندبند يا پيرهن راهراه افقي زرد و مشکي دارد و صورتش سرخ است و با چشمان ورقلمبيده نگاه ميکند و لبخند ميزند گويا اين بچه سوسک هم از ديدن چيزهاي تازه شادي ميکند ! پروانه خانم با زلف مرتب و شاخکهاي حلزوني و سارافون آستين کوتاه دستش را به دمبرگ يا همان گردن قو گرفته تا در آب نيفتد و بال زيباي پر نقش و نگار و رنگارنگش را چون بادبان افراشته تا به حرکت سريعتر قايق کمک کند ... زيبايي اين صحنه حماسي با گلها و گياهان و نقوش تزئيني گياهي که مانند کادر و حاشيه زينتي اطراف کار را تذهيب و مذهب کرده اند تکميل ميشود : گلهاي شقايق که سه تا هستند و در بسياري از صحنه ها تکرار شده اند و نماد محل سابق زندگي و سکونت مورچه ها هستند و با گلبرگها و پرچمها و ساقه هاي خاردار پرزدار و برگهاي دندانه دار با ساقه هاي پيچان انواع نيلوفر و گلهاي ريز و درشت رنگارنگ سرخ و آبي و واقعي و زينتي و پیچک های در هم پيچيده و تنيده اند و توده اي شگرف و شگفت و چشم نواز ايجاد کرده اند و سرتاسر بالا و کناري از تابلو يعني پشت کشتي مورچگان را فرا گرفته اند که اين هم اشاره دارد به حمايت نيروهاي طبيعت از تمام موجودات زنده ...

داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی از انتشارات قائن

مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند

مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried : مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried :

طرح روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ترجمه سیده خدیجه افضلی و نقاشیهای بینهایت زیبای گنادی پاولیشین    Brave Ant م‍ورچ‍ه‌ ش‍ج‍اع‌ . ن‍وش‍ت‍ه‌ ت‍ات‍ی‍ان‍ا م‍اک‍ارووا؛ م‍ت‍رج‍م‌ ت‍ران‍ه‌ م‍ش‍رف‍ی‌ . س‍ازم‍ان‌ ن‍ش‍ر ان‍دی‍ش‍ه‌ و ف‍ره‍ن‍گ، سيمين‏دخت‌ : بی نا ، 1977= (1356) . داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی از انتشارات قائن  
طرح روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ترجمه سیده خدیجه افضلی و نقاشیهای بینهایت زیبای گنادی پاولیشین پشت جلد کتاب مورچه شجاع و صحنه جشن و سرور حشره ها گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه پشت و روی جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتیانا ماکاروا ماکارووا نقاشی تصویرسازی تصویرگری از گنادی پاولیشین ترجمه سیده خدیجه افضلی انتشارات قائن فهرست نقاشی های گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه  دو تا از فرزندان مورچه شجاع بار غذا را به خانه میبرند و سنجاقک بالای سرشان پرواز میکند  داستان از تاتیانا ماکاروا و نقاشی گنادی پاولیشین
قصر کاخ قله مورچگان در کتاب قصه مورچه شجاع بچه مورچه ها گلها و بته ها نقاشی جنادی پاولشن بچگان مورچه شجاع در حال استراحت و تفریح پس از کار روزانه یا در یک روز تعطیل گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه خانواده خوشبخت مورچه شجاع دور هم جمع شده اند و خوشحال هستند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه بچه های مورچه شجاع به دنبال پدر خود می دوند و آذوقه و الوار به خانه میبرند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع و فرزندش برای امرار معاش تلاش و دوندگی میکنند و میدوند و بار میبرند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه مورچه شجاع نگران خانه و زندگی خانواده و فرزندانش هست گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

زن و بچه مورچه شجاع نگران آینده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته های گل ایستاده اند اثر گنادی پاولشن روسیه ای

شیطنت پشه ناقلا و ندادن نامه مورچگان به مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آینده خانه خود فکر میکنند و خورشید خانم نظاره گر است گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا میدهند گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

دعوت حشرات و بیمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطی خالی کنسرو  نقاشی جنادی پاولیشین

جشن با شکوه حشرگان در منزل قوطی کنسروی مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه
مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند نقاش گنادی پاولیشین روسی مرچه شجاع در کنار بندر حشرات برای دریافت آذوقه بارگیری میکند نقاشی گنادی پاولیشین ماهی ها ماهیان در آخر داستان مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه ماهی ها ماهیان در آخر داستان مورچه شجاع گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

ملوان ناوخدا ناخدا مورچه شجاع روی عرشه قایق قوطی کنسرو شیپور میزند و بچه هایش شنا یاد میگیرند و خورشید خانوم آنها را نگاه میکند  پایان داستان نقاش گنادی پاولیشین

مورچه شجاع نگران خانه و زندگی خانواده و فرزندانش هست گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه زن و بچه مورچه شجاع نگران آینده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته های گل ایستاده اند اثر گنادی پاولشن روسیه ای  

فهرست نقاشی های گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting نقاش روس روسی روسیه

مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند

مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند

مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried :

مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتی قوطی کنسروی ایستاده و سیل را نظاره میکند فانوس کرم شبتابی در دستش گرفته گل گلی گلهای شقایق برگ ساقه ریشه رود خانه رودخانه برکه سیل آبگیر آب گیر برگ برگی گلبرگ گلبرگی پروانه قو پارو قایق کشتی لنج کلک شنا ور شناور شناوری شناگر شناگری استخر اصطخر گیاه گیاهی گیاهان نجات غریق غرق چشم چشمان چشمهای درشت تزئینات زیبا نقاش گنادی پاولیشین روسی بعد از مدتی بزرگترین پسر ، که مورچه ای متمایل به قرمز بود ، تصمیم گرفت برای قدم زدن بیرون برود . وقتی روی لبه پله ایستاد ، فریاد کشید و گفت : کمک ، ما بوسیله آب محاصره شده ایم ! کمک کمک سیل آمده ! After a while ant,s eldest son a reddish fellow , decided to go for a walk . But he stopped in his tracks at the doorstep and cried :